تبليغاتX
جادوگري
جادوگري
جادوگري و جن گيري
غرایب عالم

چشمهء سلیمان(ع):در نزهه القلوب آورده اند که در شهر طریه چشمه ای آب گرم روان است وحرارت آن آب به مرتبه ای است که تا آب سرد بدان نیامیزند استفاده نتوان کرد و بالای چشمه عمارتیست قدیمی  که گویند از بناهای سلیمان است در آنجا صورتی ازسنگ تراشیده اند که آب این چشمه  از سینهءآن صورت بر می آید وتقسیم میشود به دوازده بخش که هر بخش مخصوص است به مرضی وچون صاحب مرض خود را بدان آب بشوید صحت یابد و این از نوادر چشمه های عالم است والله اعلم

مدینه النساء:در صور الاقالیم آمده که در مغرب زمین نزدیک سقالۀ الزّنج ریگستانیست قریب پانصد فرسنگ و در او از کثرت گرما وبی آبی عمارت نیست و از یک جانب آن وادی ریگ روان است که به جز یک راه ندارد وبه جز روزدوشنبه  در آن راه نیز نتوان رفت و چون در آن ریگستان در آیند به شهری رسند که در او جمله زنان باشند واگر مردی در آنجا چند روزی ساکن شود  از اقتضای آن آب وهوا از رجولیت  بیفتد اما تناسل اهالی این محل از چشمه ایست که چون زنان این وادی در آن نشینند حامله شوند و اکثر دختر آورند و اگر پسر به دنیا آورند آن پسر قبل از جوانی بمیرد

چاه کوه هرات:در نواحی هرات کوهیست که در قلهء آن چاهیست که کنندهء آن معلوم نیست و همواره از آن چاه بادی عظیم میجهد  چنان که اگر سنگی گران در آن بیندازند  قوت باد آن را بالا افکند بدین سبب هیچ کسی از سر آن مطلع نگردیده

وادی النمل :در تاریخ مغرب آمده که در ولایت اندلس بیابانی است که آن را وادی النمل گویند و مورچه های آنجا هر یکی برابر سگی بود بنا بر آن حکمای سلف طلسمی ساخته اند به صورت مردی که براسب سوار است و چون مسافر در آن وادی میرسد  و آن سوار با اشاره دست مسافر را از رفتن منع کند پس اگر مسافر اعتنائی نکرد و وارد آن وادی شد مورچگان آن را میدرند و تکه تکه میکنند

طلسم نمرود :در تفسیر بحر الموآج آمده که حکما در تختگاه نمرود هفت طلسم ساخته بودند که فهم عقلا بدان راه نبرد اول صورت بطی بود از سنگ بر لب حوضی که بیرون شهر ساخته اند که چون بیگانه ای قصد وارد شدن در آن شهر را داشته باشد آن بط بانگ برداشته و اهالی شهر را مطلع میکند  دوم طبلی که هر کس چیزی گم میکند دست بر آن طبل میزند واز آن طبل آواز بر اید و جای گمشده یا نام دزد را میگوید سوم آینه ای که هر کس مسافری در سفر داشته باشد و از حال او خبر نداشته باشد در هر سال در یک روز خاصی در آن مینگریدند و از حال مسافر با خبر میشدندچهارم حوضی که در سالی یک روز نمرود در کنار این حوض طرح جشنی بر قرار میکرد و هر کس از خمرو مشروبات و گلاب و سرکه و شیر واقسام نوشیدنی در آن میریزند ونوشیدنی ها مخلوط میشوند و هر کس قدحی در ان حوض فرو میبرد و هر چه در حوض ریخته باشد همان در قدح وارد میشود پنجم صورت غدیری که در اطرافش صورت بلادی که نمرود بر آن حاکم بود نقش کرده بودند پس اهالی هر بلادی که نافرمانی نمرود را میکرد چون آن صورت را به طرف آن بلاد نا فرمان میگرداندند  آن بلاد در ان سال غرق میشد ششم درختانی در بارگاه نمرود ساخته بودند  که از هر قدم مردم در پس و پیش تعظیم میکردند و سایه میگستردند هفتم صورتی بود از سنگ که در بیرون شهر ساخته بودند که از ورود مارها وعقارب و حشرات موذی جلو گیری میکرد ولی در آخر به قدرت باری تعالی به توسط پشه ای نا چیز هلاک شد والله اعلم
2 نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط ميثم  | 

 
























CX.7" )-->